تبليغاتX
تف و لعنت به تو ای عشق
تا تو نباشی نمیشه بشه که بشم بازم عاشق هیچکسی غیر خودت
آب اگرچه بی صداترین ترانه بود
تشنگی بهانه بود !
من به خوابهای کوچک تو اعتماد داشتم !
چشمهای عاشق تو را به یاد داشتم !
می وزید عطر سیب !
سمت خوابهای ساده و نجیب !
من به جستجوی تو
در هوای عطر موی تو
رفت و آمد کبود گاهواره ها
زیر چتر روشن ستاره ها..............

تا هنوز عاشقم ! تا هنوز صبر میکنم !
ابر میرسد ! باد مویه میکند !
چکه چکه از جلوی ناودان یاس تازه میدمد !
تا هنوز تشنه ام !
تا هنوز تشنگی بهانه است!
آب بی صداترین ترانه است!

تا هنوز عاشقم ...
تا هنوز صبر می کنم ...!
+ نوشته شده در  Thu 26 Feb 2009time 12:30 PM  by ariya آريا  | 

فرزند آدم
20 مهر 87 - 09:39

تو تاریکیهای این دنیای سگی

همش به این فکر میکنی که شاید یه روزی

یه جایی

خیلی دور یا خیلی نزدیک

بالاخره یکی از راه میرسه که تو رو از این کثافت رها کنه

تنها امیدت برای تحمل این آشغالدونی.......... بالاخره میاد

شاید تو نبینیش ...........ولی میاد

.............................................................................

دلت از همه جا میگیره

از همه و همه

انگار همه عین همند پس فرقی نمیکنه که از کدومشون دلخوری

مهم اینکه که دیگه نمیخوای ببینیشون،بشنویشون

آرزو میکنی ..... ای کاش هیچوقت خدا این سگدونی رو درستش نمیکرد

یا حداقل تو رو توش نمینداخت

همش از خودت میپرسی :

چی میشد اگه نمی اومدی؟چیزی ازش کم میشد؟یا مثلأ با اومدنت قرار بود چیزی بهش اضافه بشه؟
اینهمه گرگ و گوسفند قاتی هم میلولند حتی اگه تو هم نباشی بازم میلولند و میچرند و میدرند و کثافت میزنند به خودشون

....................................................................................................................................

به ناچار خودتو میزنی به نفهمی و ................

تو این کثافت غرق میشی اونقدر عوضی میشی که عین سگ برای بیشتر آشغال شدن از صبح تا شب سگدو میزنی

نفسات بوگند تعفن میدن ، توی سرت هیچی نیست ، هیچی

بیخودی دور خودت میچرخی و با افتخار نعره میزنی که آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مردم من موفقم

هرچی بیشتر کثافت میشی بیشتر به خودت میبالی

....................................................

چشمات از حماقت دودو میزنه ولی بازم با افتخار نعره میزنی

بوی گند نفسات حالتو بهم نمیزنه ، هیچی انگار قرار نیست حقارتتو کم کنه

آشغال که پاک نمیشه حتی اگه بازیافتش کنن همیشه اسمش و نفسش آشغاله

.....................(.آشغال بازیافتی بهتره یا آشغال معمولی؟.)........................................

حالا فکر کن اگه یه روزی بالاخره یه جایی اونیکه قرار بود بیاد،بیاد

تو میخوای چیکار کنی؟

فکر میکنی چشمات دیگه لیاقت اشکو داره؟هرگز..............

اینقدر واسه حقارتای این آشغالدونی اشک تمساح ریختن که اشک واقعی یادشون رفته

از اون بدتر که نفسات حال منجیتو بهم میزنه

دل کثیفت از همه اونا بدتره

عین یه تیکه آشغال گندیده انداختیش تو معدن گناه

تو فکر میکنی این دل سیاه اصلن دلش میخاد این منجیو ببینه؟نه...هرگز

..............................................................................

حیف از اونهمه عشق که خدا نثار توی آشغال کرد

تویی که حتی نتونستی خودتو بشناسی ، قول دادی اونو به همه بشناسونی

گند زدی به همه چی

امیدشو ناامید کردی

حیف آتیش ،حیف ...............

................................................................................

کاش میتونستی بفهمی کی هستی؟

تو رو با

عشق خلق نکردن که بشی این!!!!!!!

تو رو با

عشق آمیختت کردن

با

عشق!!!!!

چیزی که همیشه ازش دم میزنی ولی حتی یه لحظه هم درکش نکردی

............................................................................

فرزند آدم

بخودت بیا

این

آشغالدونی جای تو نیست

مثل

سگ تو این آشغالا نچرخ

اینجا واسه تو امن نیست

بخودت بیا

به این فکر کن

اگه همین الان

منجیت بیاد چیکار میخای بکنی؟

.................................................

+ نوشته شده در  Thu 4 Dec 2008time 3:30 PM  by ariya آريا  | 

من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ، من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد ...

+ نوشته شده در  Thu 4 Dec 2008time 3:22 PM  by ariya آريا  | 

چه تدبیر ای مسلمانان ! که من خود را نمی دانم
نه ترسا نه یهودم من ، نه گبرم نه مسلمانم
نه شرقی ام نه غربی ام نه بری ام نه بحری ام
نه از ارکان طبیعی ام نه از افلاک گردانم
نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش
نه از فرشم نه از عرشم نه از کونم نه از کانم
نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقینم
نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم
نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ
نه از آدم نه از حوا نه از فردوس رضوانم
نشانم بی نشان باشد مکانم لامکان باشد
نه تن باشد نه جان باشد ، که من خود جان جانانم...>/<
+ نوشته شده در  Thu 4 Dec 2008time 3:20 PM  by ariya آريا  | 

 
+ نوشته شده در  Sun 16 Nov 2008time 5:52 PM  by ariya آريا  | 

+ نوشته شده در  Sun 16 Nov 2008time 5:37 PM  by ariya آريا  | 

منتظر كسی باش كه اگه حتی در ساده ترین لباس بودی، حاضر باشه تو رو به همه دنیا نشون بده وبگه كه: "این دنیای منه
+ نوشته شده در  Sat 1 Mar 2008time 9:24 PM  by ariya آريا  | 

یادمان باشد اگر گل چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم . پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم . یادمان باشد سر سجده ی عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم . یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم . . . . . . . .
+ نوشته شده در  Fri 15 Feb 2008time 3:57 PM  by ariya آريا  | 

توي اين عالم هستي که همش رو به فناست به خدا يه دل دارم اونم مال امام رضاست . {}  به یاد دوست عزیزی که این شعر را به صورت آف به ايدي من فرستاد    (عسل خانم )
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:59 PM  by ariya آريا  | 

قطره قطره پاک خواهد شد همنشینِ خاک خواهد شد روزگاری در همه محفل ها برایش سینه ها چاک خواهد شد هر کس یادی از او بشنود نم نمک مستِ میِ تاک خواهد شد از بیمِ دردِ فراقش روزگار عجینِ بارانِ نمناک خواهد شد کسی کو زیادش آسان برفت باقی عمرش به لاک خواهد شد زمانه الباقی به کارش می کشد نخورده می عشق هلاک خواهد شد
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:56 PM  by ariya آريا  | 

زندگی یک آرزوی دور نیست زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله پروانه چیست؟ زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست گوش کن ! دریا صدایت میزند هرچه ناپیدا صدایت میزند جنگل خاموش میداند تو را با صدایی سبز میخواند تو را زیر باران آتشی در جان توست قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست زندگی یک مقصد بی انتهاست هیچ جایی انتهای راه نیست این تمامش ماجرای زندگیست                        
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:43 PM  by ariya آريا  | 

لالایی برای عاشق تنها: لالا لا لا همه در خواب نازن، دیگه چیزی ندارن تا ببازن، بخواب آروم نه اینكه وقت خوابه....... بخواب ای گل كه بیداری عذابه     
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:38 PM  by ariya آريا  | 

لاک پشت ها هم عاشق ميشن ولي تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون ميکنه
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:32 PM  by ariya آريا  | 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد ..دل به هر كس نمي داد، ..دل مي گفت مقدسه ..عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم ..كه دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ..،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا ..دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، ..قلب اون مال كي شد ..اون كه از من پر گرفت.. چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود ..اگه لايق تو بود.. تورو تنها نمي ذاشت، ..با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود،.. اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:29 PM  by ariya آريا  | 

من تو را جستجو مي كردم و نمي دانستم كه تو در قالب يك بيست قشنگ مطلع شعر مني به چه تشبيه كنم نام تو را به بهار يا به آبي زلال دريا ساده تر مي گويم « تو تماميت احساس مني
+ نوشته شده در  Tue 1 Jan 2008time 7:26 PM  by ariya آريا  | 

نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم
+ نوشته شده در  Tue 18 Dec 2007time 8:14 PM  by ariya آريا  | 

عصر ما عصر فریبه .... عصر اسمهای غریبه .... عصر پژمردن گلدون .... چترای سیاه تو بارون ........ شهر ما سرش شلوغه .... وعده هاش همه دروغه .... آسموناش پر دوده .... قلب عاشقاش کبوده ........ کاش تو قحطی شقایق .... بشینیم توی یه قایق .... بزنیم دلو به دریا .... من و تو تنهای تنها .... خونه هامون پر نرده .... پشت هر پنجره پرده .... قفسامون پر پرنده .... لبای بدون خنده .... چشما خونه ی سواله .... مهربون شدن محاله .... نه برای عشق میلی .... نه کسی به فکر لیلی ..... کاش تو قحطی شقایق .... بشینیم توی یه قایق .... بزنیم دلو به دریا .... من و تو تنهای تنها .... اونقده میریم که ساحل .... از من و تو بشه غافل .... قایق و با هم می رونیم .... اونجا تا ابد می مونیم .... جایی که نه آسمونش .... نه صدای مردومونش .... نه غمش نه جنبوجوشش .... نه گلای گل فروشش .... مثل اینجا آهنی نیست .... مثل اینجا آهنی نیست ........... پس ببین یادت بمونه . . . . کسی هم اینو ندونه . . . . زنده بودیم اگه فردا . . . . وعده ی ما لب دریا
+ نوشته شده در  Tue 18 Dec 2007time 11:56 AM  by ariya آريا  | 

beby.jpg
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 8:37 PM  by ariya آريا  | 

6.jpg
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 8:33 PM  by ariya آريا  | 

ليلا فروهر
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 8:6 PM  by ariya آريا  | 

پسر عاشق
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 8:4 PM  by ariya آريا  | 

در ساحل چشم هايت، گفتي به جز من كسي نيست اما دريغا نديدم، ساحل پر از رد پا بود
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:51 PM  by ariya آريا  | 

چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه یک پروانه زیبایی
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:45 PM  by ariya آريا  | 

 روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم...... تنهائی را دوست دارم چون بی وفا نیست تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائی رادوست دارم چون عشق دروغین درآن نیست تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائی را دوست دارم چون در خلوت وتنهائیم در انتظار خواهم گریست وهیچ کس اشکهایم را نمیبیند
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:38 PM  by ariya آريا  | 

اگه زیاد اگه کمم اگه میبینی پر غمم ببخش واسه خوب و بدم اگه باهات حرف میزنم اگه میلرزه بدنم ببخش واسه خوب وبدم اگه سراغت نمیام ارامش تو رو میخوام فکر نکنی بی خبرم ببخش واسه خوب و بدم
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:25 PM  by ariya آريا  | 

عصر ما عصر فریبه ، عصر اسم های غریبه عصر پژمردن گل    چترهای سیاه تو بارون شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه آسموناش پر دوده ، قلب عاشقاش کبوده کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دل رو به دریا ، من و تو تنهای تنها خونه هامون پر نرده... پشت هر پنجره پرده... قفس ها پر پرنده.. لب های بدون خنده چشم ها خونه ی سواله.. مهربون شدن محاله.. نه برای عشق میلی.. نه کسی به فکر لیلی              زنده بودیم اگه فردا    وعده ی ما لب دریا 
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:21 PM  by ariya آريا  | 

زندگی دفتری از خاطرهاست. ....... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ........ یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد....... ما همه همسفریم
+ نوشته شده در  Sun 16 Dec 2007time 7:15 PM  by ariya آريا  | 

AvatarAvatar
+ نوشته شده در  Sun 18 Nov 2007time 10:30 PM  by ariya آريا 

 

 

+ نوشته شده در  Sun 18 Nov 2007time 8:1 PM  by ariya آريا 

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت .......
+ نوشته شده در  Fri 16 Nov 2007time 2:47 PM  by ariya آريا